کوچک فرهنگ نمایشگاه کتابخوانی کتابخوانی

کوچک: فرهنگ نمایشگاه کتابخوانی کتابخوانی نمایشگاه کتاب هفته معلم مرکز مازندران کودک و نوجوان

گت بلاگز اخبار حوادث سرگذشت تلخ دختری که 30 بار در پایتخت کشور عزیزمان ایران به زندان افتاد

دختر جوان که جایی جهت زندگی نداشت بعد از چند روز سرگردانی در پایتخت به دادسرای ناحیه ۳۴ رفت و خود را تحت عنوان جیب بر حرفه ای تسلیم ماموران کرد. این دختر هنگام

سرگذشت تلخ دختری که 30 بار در پایتخت کشور عزیزمان ایران به زندان افتاد

سرگذشت تلخ دختری که 30 بار در پایتخت کشور عزیزمان ایران به زندان افتاد

عبارات مهم : ایران

دختر جوان که جایی جهت زندگی نداشت بعد از چند روز سرگردانی در پایتخت به دادسرای ناحیه ۳۴ رفت و خود را تحت عنوان جیب بر حرفه ای تسلیم ماموران کرد. این دختر هنگام بازداشت به عنوان دختر خبرساز معروف شد.

به گزارش کشور عزیزمان ایران آنلاین ؛آتوسا ۳۱ ساله که تا به امروز ۳۰ باربه اتهامات متفاوت به زندان افتاده است هنگامی که پیش روی ماموران قرار داده شد با توجه به سابقه درخشانش در دنیای تبهکاری از سوی بازپرس مرشدلو از شعبه هفتم دادسرای دزدی تحقیق قرار گرفت.

سرگذشت تلخ دختری که 30 بار در پایتخت کشور عزیزمان ایران به زندان افتاد

دختر جوان در اعترافاتش گفت: چندی پیش با پوشش پسرانه به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدم و در محل های شلوغ عجیب بری و گاهی اوقات نیز با پوشش خانمانه اقدام به جیب بری می کردم.چون خسته شده است بودم و جایی جهت خوابیدن و زندگی نداشتم تصمیم گرفتم خودم را تسلیم پلیس کنم تا شاید بتوانم زندگی جدیدی را جهت خودم برنامه ریزی کنم.بدین ترتیب تحقیقات پلیسی به دستور بازپرس مرشدلو از سوی ماموران پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران صورت گرفت و چندتن از طعمه های این دختر جوان شناسایی شدند.آتوسا که نیرومند هیکل و قد بلند و صدای مردانه ای دارد ادعا می کند خیلی راحت با پوشش مردانه در پارک ها زندگی می کرد و با تهیه حشیش زندگی خودش را می گذراند ولی این بار تصمیم دارد از دنیای تبهکاری خداحافظی کند.

ازدواج کردی؟

نه، اصلا به ازدواج فکر نکردم

دختر جوان که جایی جهت زندگی نداشت بعد از چند روز سرگردانی در پایتخت به دادسرای ناحیه ۳۴ رفت و خود را تحت عنوان جیب بر حرفه ای تسلیم ماموران کرد. این دختر هنگام

اعتیاد داری؟

فقط گاهی اوقات حشیش می کشم و اصلا مواد نکشیده ام

اهل کجایی؟

با خانواده ام در شهر همدان زندگی می کردم ولی چون با آنها اختلاف داشتم به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدم زیاد در زندان بودم.

سرگذشت تلخ دختری که 30 بار در پایتخت کشور عزیزمان ایران به زندان افتاد

چرا با خانواده ات مسئله داشتی؟

۱۳ ساله بودم که به خاطر بیماری اعصاب هر لحظه با خانواده ام درگیر بودم به همین خاطر از همان وقت با پوشش پسرانه به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدم و وارد دنیای تبهکاری شدم.

دختر جوان که جایی جهت زندگی نداشت بعد از چند روز سرگردانی در پایتخت به دادسرای ناحیه ۳۴ رفت و خود را تحت عنوان جیب بر حرفه ای تسلیم ماموران کرد. این دختر هنگام

سابقه داری؟

تا دلت بخواد، ۳۰ سابقه زندان دارم، شرارت، مواد، درگیری با مامور پلیس ،سرقت و جیب بری بارها به زندان رفتم.

از زندان خسته نشدی؟

سرگذشت تلخ دختری که 30 بار در پایتخت کشور عزیزمان ایران به زندان افتاد

چیکار کنم جایی ندارم بروم

چرا خودت را تسلیم پلیس کردی؟

از آوارگی خسته شده است بودم و زندان در این هوای سرد عالی ترین محل جهت من بود.

در زندان چه کار می کنی؟

مسئول انتظامات هستم یک جورایی بزرگ زندانم.

تا کی می خواهی به این زندگی ادامه بدهی؟

این آخرین بار بود که به زندان آمدم و قصد دارم از دنیای تبهکاری خداحافظی کنم و در کنار خانواده ام زندگی کنم.

چرا تا به حال به این نتیجه نرسیدی؟

چون الان سنم زیاد شده است وعقلم شروع به کار کرده است.

چند بار جیب بری کردی؟

راستش من اصلا جیب بری نکردم و فقط جهت فرار از آوارگی این ادعا را کردم.

چاقو هم همرات بوده؟

برای دفاع از خودم هر لحظه چاقو همراهم بود.

ولی چند تن تو را شناسایی کردند و پذیرفتی؟

خوب فقط شاکی های پرونده ام اصرار دارند که من دزد هستم عصبی شدم و گفتم من دزدی کردم تا دست از سرم بردارند.

خواهر و برادر داری؟

بله، یک خواهر و برادر مهندس دارم و برادر کوچکترم نیز دانشجو است و من هم که در خدمت شما هستم این وضع حال و روزم است.

درس خواندی؟

دیپلم گرفتم و دیگر ادامه تحصیل ندادم.

حرف آخر؟

دوست داشتی بیا زندان تا همه زندگی ام را برایت بگویم ولی این را بدونید که هیچ چیز بهتر از زندگی در کنار خانواده نیست و قول می دهم که دیگر به دنیای تبهکاری برنگردم.

واژه های کلیدی: ایران | زندان | زندگی | خانواده | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs